ورزشی ،سلامت ،اشپزی ،سبک زندگی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • راهنمای کامل و جامع درباره آرایش دخترانه و زنانه که نباید نادیده گرفت
  • ⚠️ هشدار : ترفندهایی که درباره آرایش حتما باید به آنها دقت کرد
  • این موارد را درباره آرایش دخترانه جدی بگیرید
  • نکته های بی نظیر درباره میکاپ که باید بدانید
  • ✅ راهکارهای ضروری و اساسی درباره میکاپ
  • ❌ هشدار : تکنیک‌هایی که درباره میکاپ حتما باید به آنها دقت کرد
  • " پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی | اثر حقوقی تدلیس – 4 "
  • " فایل های مقالات و پروژه ها – ۱-۸-۳-۱)درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره (استقلال هیئت مدیره[۲۱]): – 7 "
  • " مقالات و پایان نامه ها | مبحث سوم : نقش و تاثیر صنوف سینمایی – 10 "
  • " پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | قسمت 11 – 7 "
پژوهش – ابراز وجود
ارسال شده در 1 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ابراز وجود در واقع به معنای توانایی ابراز افکار و احساسات به شیوه ای است که در آن نیازهای شما به روشنی مشخص می شود و راه ارتباط با دیگران برای همیشه گشوده باقی می ماند (امیری، ۱۳۸۹). بر اساس دیدگاه آلبرتی و آمونز (۱۹۷۷) ابراز وجود به عنوان یک مهارت و کفایت در ارتباط های بین فردی تلقی می شود. لنج و جاکویوسکی (۱۹۷۶) مهارت ابراز وجود را شامل گرفتن حق خود و ابراز افکار، احساسات و اعتقادات خویش به نحوی مناسب، مستقیم و صادقانه دانسته اند. به گونه ای که حقوق دیگران را پایمال نکنیم. افراد با مهارت ابراز وجود ضعیف، هم برای خود و هم برای دیگران مشکلات عدیده ای به وجود می آورند. ریشه و سرچشمه بسیاری از دشواری ها در زندگی روزمره، همچون کمرویی، خجالت و شرمگینی، احساس انزوا و اضطراب در نبود مهارت ابراز وجود، جرأت مندی و قاطعیت ورزی است. ابراز وجود واژگون شهامت نداشتن و شجاعت نداشتن است و امکان هویدا شدن توان مندی های بالقوه آدمی را فراهم آورده و به خشنودی و رضایت از خویشتن و افزایش عزت نفس منجر می شود. نبود مهارت ابراز وجود به اضطراب اجتماعی انجامیده و بسیاری از کنش های آدمی با دیگران را مختل می کند. نبود ابراز وجود، جرأت مندی و قاطعیت ورزی در آدمیان، آنان را در اجتماع آهسته اما پیوسته به پیرامون رانده و منزوی می کند تا نتوانند حقوقشان را در زندگی به چنگ آورند. ابراز وجود در بردارنده بیان اندیشه ها و احساسات به شیوه مناسبی بوده و به معنای توان مندی در پاسداری از حق شخصی و اجتماعی خویش در برابر دیگران است.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بدین گونه فرد نیازها و درخواست های خود را آشکارا بیان می کند، بدون اینکه احساس کمبود و کاستی کند و می کوشد تا به پشتوانه توانمندی های خود، بی آن که به ویران کردن و هتک و ترور رقیبان بپردازد. ابراز وجود باعث می شود که پسخوراند های ناخوشایند دیگران، عزت نفس آدمی را خدشه دار نکرده و ضمن ویرایش پندارها، کردارها و گفتارهای خود به گرایش های نوین والاتر دست یابد.

۲-۵-۲- انواع ابراز وجود:

ابراز وجود انواع مختلفی دارد. لنج و جاکویوسکی (۱۹۷۶)، به پنج نوع آن اشاره می کنند:

۱) ابراز وجود بنیادی: این نوع ابراز وجود شامل عمل ساده ابراز و اصرار بر حقوق، اعتقادات، احساسات یا عقاید است.

۲) ابراز وجود همدلانه: در این حالت ما با به رسمیت شناختن موقعیت یا احساسات طرف مقابل نشان می دهیم که متوجه وضعیت آن ها هم هستیم در این ابراز وجود وقتی کسی صحبت هایمان را قطع   می کند می گوییم «می دانم مایل هستید نظرتان را مطرح کنید اما ای کاش اجازه می دادید حرفهایم را تمام کنم».

۳) ابراز وجود افزایشی: در این حالت افراد کار را با کمترین ابراز وجود شروع می کنند و اگر طرف مقابل بی تفاوت بود، بتدریج بر میزان ابراز وجود می افزایند.

نظر دهید »
فايل – ابعاد تنظیم شناختی هیجان:
ارسال شده در 1 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ملامت خود: فرد در مواجه با اتفاق ناگوار خود را مقصر و متهم اصلی در بروز شرایط می داند.

    • ملامت دیگران: فرد در مواجه با اتفاق ناگوار دیگران را مقصر و عامل اصلی در وقوع رویداد می داند.
    • نشخوار فکر: بروز شرایط ناگوار موجب ایجاد مشغولیت فکری پیرامون ابعاد گوناگون واقعه می گردد و مدام احساسات و انکار ایجاد شده به دلیل شرایط ناگوار، توسط فرد مرور می شود.
    • تلقی فاجعه آمیز: فرد شرایط ایجاد شده را وحشتناک تر و شدید تر از واقعیت آن واقعه، ادراک و ابراز می کند.
    • تمرکز مجدد مثبت: فرد در برخورد با شرایط ناگوار، به یادآوری تجارب مثبت خود می پردازد.
    • ارزیابی مجدد مثبت: فرد سعی می کند در برخورد با شرایط ناگوار، آن را مثبت ارزیابی نموده و بر سازنده بودن آن شرایط تاکید کند.
    • پذیرش: فرد در برخورد با رویداد ناگوار، خود را ناچار به پذیرش و کنار آمدن با شرایط می بیند.
    • برنامه ریزی کردن: فرد در مواجه با شرایط ناگوار، اقدام به برنامه ریزی برای کم کردن عوارض منفی ناشی از اتفاق می کند.
  • دیدگاه پذیری: فرد اهمیت پیش آمد ناگوار را به وسیله توسعه و وسعت دادن به دیدگاه فردی خود کم می کند.

 

۲-۳-۵- مدل های تنظیم هیجان

پژوهش در مورد تنظیم هیجان منجر به ظهور رویکردهایی در زمینه وحدت یا جدایی دو پدیده هیجان و تنظیم هیجان شده است. گروهی عنوان می کنند که هیجان بطور ذاتی نظم دهنده است و این که این دو مفهوم نمی توانند مجزا شوند (برای مثال، استنسبری و گانر، ۱۹۹۴ به نقل از کول، مارتین، دنیس[۱]، ۲۰۰۴). گروهی دیگر ادعا می کنند که این اصطلاح به طور ضمنی به دو پدیده اشاره دارد که یکی در برگیرنده فرایند های مرتبط با تولید هیجان و دیگری شامل مجموعه ای گسترده از فرایندها است که به دنبال هیجان فراخوانده شده ظاهر شده و درگیر مدیریت یا سوء مدیریت هیجان تولید شده، می گردند. سردمداران این مدل دو عاملی، مقاله کول و همکاران (۲۰۰۴) است که در آن رویکردهای پژوهشی تشویق به اتخاذ این موضع شده اند که در ابتدا هیجان تولید شده را در نظر گرفته و سپس به این موضوع بپردازند که چگونه فرایند تنظیمی منجر به تغییر حالت هیجانی فرا خوانده شده می گردد. یکی از فرض های آن ها در مورد مجزا بودن این دو سازه این است که هیجان ها بسته به این که چگونه تنظیم می شوند دارای تأثیرات مختلف هستند. در واکنش به این مقاله، کمپوس، کارل و کامراس[۲] (۲۰۰۴) رویکرد واحدی را به هیجان و فرایند تنظیم هیجان اتخاذ کردند. در این جا هدف ارائه دلایل آن ها در تبیین چگونگی واحد بودن این دو پدیده نیست؛ بطور خلاصه آن ها معتقدند که به نظر می رسد در دنیای واقعی فرایندهای زیر بنایی هیجان و تنظیم هیجان یکسان است، در واقع پدیده ای واحد هیجان ها راتولید می کنند و همچنین فرایندها توجیه کننده ی تنوع تجلی و ابراز هیجان هستند.

پایان نامه - تحقیق - متن کامل

-مدل فرایند تنظیم هیجان گروس

گروس (۲۰۰۲) تنظیم هیجان را این طور تعریف کرده است ” چه هیجانی را کجا و چه وقت داشته باشیم، و آن ها را چطور تجربه و بیان کنیم". مدل فرایند تنظیم هیجانی (گروس، ۱۹۹۸)، استراتژیهای تنظیم هیجانی را بر طبق موقعی که آن ها بر این فرایند در طول ارزیابی موقعیتهای بالقوه یا در طول تعدیل تمایلات پاسخ ها تاثیر می گذارند، طبقه بندی می کند. ارزیابی مجدد شناختی و بازداری بیانگر دو استراتژی تنظیم هیجانی می باشد که می توانند بر طبق این که کی آن ها اتفاق می افتد، قبل یا بعد از گرایشات پاسخی هیجان که پاسخدهی فیزیولوژیکی، رفتاری و تجربه ای را تغییر می دهند، متمایز  می شوند (گروس، ۲۰۰۱). ارزیابی مجد شناختی یک استراتژی می باشد که در آن شخص درباره ی یک موقعیت فکر می کند تا اثر هیجانی آن را تغییر دهد. برای مثال، یک شخص ارزیابی مجدد شناختی را در طول یک مصاحبه ی شغلی اینگونه بکار می برد که شخص مصاحبه را به عنوان یک فرصت برای یادگیری بیشتر درباره ی یک موقعیت تفسیر کند نه این که آن را به عنوان قضاوت در مورد توان بالقوه ی خود به عنوان یک کارمند تفسیر کند، در غیر این صورت مصاحبه ممکن است به عنوان یک بدبختی ارزیابی شود و بنابراین گرایشات پاسخی مشابه را فرا نخواند (بیگی، ۱۳۹۰).

در مقابل، بازداری بیانگر به بازداری رفتار بیانگر هیجان اشاره دارد. برخلاف ارزیابی مجدد شناختی، بازداری بیانگر بر تعدیل گرایشات پاسخی هیجان که قبلاً بوجود آمده اند، اثر می گذارد. برای مثال، شخص ممکن است احساساتش را در طول یک بحث با دوستان از طریق ناپدید کردن احساسات عصبانی شدن از دیگران را سرکوب کند (گروس و لونسون[۳]، ۱۹۹۳).

تنظیم هیجان بیشتر در دو چارچوب مهم (گروس، ۱۹۹۹) بررسی می شود:

۱) راهبردهای تنظیم هیجانی که پیش از رخداد حادثه (پیش از ایجاد هیجان و یا در آغاز بروز آن فعال می شوند و از بروز هیجان های شدید پیشگیری می کنند).

۲) راهبرد هایی که پس از بروز حادثه و یا پس از پیدایی هیجان فعال می شوند (این راهبرد ها        نمی توانند از ایجاد هیجان های شدید پیشگیری کنند). راهبردهای تنظیم هیجانی که پیش از رخداد حادثه استرس زا فعال می شوند باعث تعبیر و تفسیر موقعیت به نحوی می گردند که پاسخ های هیجانی مرتبط با آن موقعیت را کاهش دهند (بک[۴]، ۱۹۹۱). این فرایند ارزیابی دوباره نامیده می شود. برای نمونه، فرد یک رویداد در حال وقوع را به جای اینکه یک تهدید به شمار آورد به عنوان یک چالش ارزیابی می کند (بیگی، ۱۳۹۰).

[۱]. Cole, Martin & Dennis

[۲] .Campos, Carl & Camras,

نظر دهید »
دسته بندي علمی – پژوهشی : نظریه روان تحلیل گری – تحول دلبستگی
ارسال شده در 1 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نظریه روان تحلیل گری - تحول دلبستگی

اکثر کارهایی که در زمینه تحول دلبستگی انجام گرفته به طور مستقیم یا غیر مستقیم متأثر از نظریه روان تحلیل گری است: زیر بنای نظریه دلبستگی در واقع همان مبحث روابط موضوعی است که در روان تحلیل گری مطرح شده است (هریس، ۲۰۰۴).

به اعتقاد فروید، بنیان گذار روان تحلیل گری، کودکان خردسال موجوداتی دهانی هستند که از طریق مکیدن یا بردن اشیاء به دهان ارضاء می شوند و کودکان به کسی وابسته می شوند که لذت دهانی آنان را فراهم سازد. زمانی که مادران لذت دهانی کودک را از طریق غذا دادن ارضاء می کنند، کودکان به آن وابسته می شوند. بر اساس این دیدگاه فعالیتهای مراقبتی والدین، فعالیت های چون شیر دادن که برای حیات کودک ضروری است در شکل دهی دلبستگی نقش بنیادین دارند (هال و لیندزی، ۱۹۵۷؛ به نقل از شیور و میکولینسر[۱]، ۲۰۰۵).

ارضای نیاز کودک از طریق ارضای دهانی، یعنی مکیدن و شیوه های دیگر تحریک دهانی، منجر به ایجاد دلبستگی به PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) ارضاکننده مادر و در نهایت خود مادر می شود (شیور و میکولینسر، ۲۰۰۵). بنابراین از نظر فروید نیاز دلبستگی کشاننده ثانوی است که از ارضای کشاننده نخستین گرسنگی مشتق می گردد (هریس، ۲۰۰۴). فروید دلبستگی کودک به مادر را احساس بی همتایی می داند که بدون تغییر در سراسر زندگی به منزله نخستین و نیرومندترین موضوع عشق می باشد. به اعتقاد فروید کودک پیوسته انرژی لیبیدویی خود را بر کسانی سرمایه گذاری می کند که از وی مراقبت به عمل می آورند. بدین ترتیب دلبستگی کودک به مادر که نوعی سرمایه گذاری روانی از سوی کودک است، بر پایه ارضای نیازهای اولیه او مانند تغذیه، گرمی، مهربانی و کاهش درد از سوی مادر شکل می گیرد. لذا برای فروید منطقی است اگر مادر موضوع نخستین امنیت و عاطفه قرار گیرد (شیور و میکولینسر، ۲۰۰۵).

۲-۴-۷-۳- نظریه اریکسون

اریکسون توصیف فروید از مرحله دهانی را گسترش داده است او نخست نشان می دهد که این تنها منطقه دهانی نیست که اهمیت دارد بلکه شیوه ی دهانی تعامل با جهان مهم است. نخستین شیوه مسلط “جزء خود کردن” است که نه فقط تمایل به خوردن از طریق دهان بلکه از طریق همه حواس می باشد “جزء خود کردن” و پس از آن گاز گرفتن و چنگ انداختن به نظر می رسد که از طرق عمومی تعامل “ایگو” را با جهان شامل می شود (کرین، ۱۹۴۳؛ ترجمه فدایی، ۱۳۸۲).

در مرحله اول که اریکسون آن را اعتماد در برابر عدم اعتماد نامیده است کودک نیاز دارد که با دیگری رابطه برقرار کند تا از این راه نیازهای خود را تأمین کند. بنابراین وقتی کودکان احساس کنند که یک والد با ثبات و قابل اتکاء است یک حس اعتماد اساسی به آن والد پیدا می کنند. آنان به این درک می رسند که هر گاه احساس سرما، خیس بودن و یا گرسنگی نمایند می توانند برای رفع رنج روی دیگران حساب کنند. در عوض، چنان چه مواظبت ها پایدار نباشند، ممکن است کودک احساس عدم اعتماد به اطرافیان کند یعنی این احساس که والد غیر قابل پیش بینی و غیر قابل اطمینان است (کرین، ۱۹۴۳؛ ترجمه فدایی، ۱۳۸۲).

بنابراین اریکسون اعتقاد داشت که اعمال غذادهی مادر بر نیرومندی و ایمنی دلبستگی های کودکش تأثیر خواهد داشت. با این وجود او ادعا کرد که پاسخ دهی کلی مادر به نیازهای کودکش از غذادهی مهم تر است. طبق نظریه اریکسون مراقبتی که بدون تناقض به تمام نیازهای کودک پاسخ دهد یک حس از اعتماد نسبت به افراد دیگر را در او پرورش خواهد داد. در حالی که مراقبت “بی ثبات” و “غیر پاسخگو” بی اعتمادی را منجر می شود. به نظر وی کودکانی که اعتماد مراقبین را در طول کودکی کسب نکنند، ممکن است از روابط نزدیک و متقابل در سراسر زندگی اجتناب کنند (شافر[۲]، ۲۰۰۰).

۲-۴-۷-۴- نظریه ارتباط موضوعی

ملانی کلاین

     ” موضوع ” در نظریه ارتباط موضوعی، می تواند یک فرد، یک حیوان یا موجودی بی روح مثل یک پتو  یا اسباب بازی باشد به نظر کلاین اولین موضوع برای یک نوزاد تازه متولد شده ، مادر است. البته نه تمام وجود مادر ، بلکه فقط بعضی از قسمت های مادر، مثل PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) او، در رابطه با مادر، کودک دو نوع احساس متضاد را در خود شکل می دهد: از یک سو ، نوزاد تمایل به تصرف موضوع یا هدف را دارد و از سوی دیگر، موضوع به صورت دشمن و خطرناک جلوه می کند و این امر منجر به یک مرحله رشدی ضروری می شود که در آن نوزاد را به دو موضوع خوب یا بد تفسیر می کند. ابتدایی ترین شکل ارتباط موضوعی زمانی اتفاق می افتد که کودک می تواند اشیاء را طبقه بندی کند. در این زمان به نظر کودک، مادر به صورت یک فرد کامل در می آید. اما همین فرد کامل هم دارای جنبه های مثبت و هم دارای جنبه های منفی است. در نتیجه کودک نسبت به مادر دارای دو احساس مثبت و منفی می شود. و این گونه احساس های دو سوگرا باید از طرف کودک تجزیه و تحلیل شود. این تجزیه و تحلیل کودک را قادر می سازد که مادرش را یک فرد جدا و مستقل از خود بداند، گر چه او شدیداً به مادر وابسته است.

پایه های اصلی یک ارتباط اجتماعی بارآور و سودمند زمانی گذاشته می شود که ارتباط مادر و کودک به صورت دوست داشتن، گرم و حفاظتی باشد. ولی اگر رابطه مادر و کودک، مبتنی بر عدم قبول یکدیگر باشد پایه های حسادت، دشمنی و پرخاشگری بنا خواهد شد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

مارگارت ماهلر

به عقیده ماهلر به هنگام تولد، نوزاد بین خود و غیر خود تمایزی قایل نیست و مادر را به عنوان جزیی از وجود خود می داند. ماهلر این مرحله نخستین را همزیستی نامید.

به تدریج کودک تصورات ذهنی یا بازنمایی از اشیاء و چیز های قابل توجه و معنی دار مثل PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) مادر، شیشه شیر، پدر و مادر را شکل می دهد. این نوع درونی سازی، منجر به تشخیص اشیاء و یا تجسم ذهنی آن ها توسط کودک می شود.

ماهلر مرحله ای که کودک می تواند از مادر جدا شود و به استقلال برسد را جدایی– تفرد نامید که آن را به چهار مرحله کوچک تر یا زیر مرحله تقسیم کرد. مرحله تفکیک در حدود ۴ تا ۵ ماهگی روی می دهد. در این دوره فرعی، طفل از مادرش دور می شود و واجد مهارتهای حرکتی می شود و می تواند بازی کند. از لحاظ تصویری، طفل می تواند دیگران را نگاه و مادرش را با آن ها مقایسه کند. در این مقطع، طفل آن چه را به بدن مادرش تعلق دارد و آن چه را به بدن وی تعلق ندارد بررسی می کند. ماهلر و همکاران (۱۹۷۵؛ به نقل از آلن، ۱۹۸۷؛ ترجمه جمالفر، ۱۳۷۳) برای اشاره به هوشیاری و توجه به دیگران از اصطلاح تخم شکنی استفاده می کنند. اگر مادر در مراحل اولیه خیلی مزاحم و مداخله گر باشد، طفل خیلی از مادر فاصله می گیرد و متمایز می شود.

زیر مرحله تمرین از ۹ ماهگی تا حدود ۱۵ تا ۱۸ ماهگی طول می کشد. در این مرحله کشف و دستکاری، به محیط باز و سریع گسترش می یابد و جدایی موقت از مادر نیز افزایش می یابد (آلن، ۱۹۸۷؛ ترجمه جمالفر، ۱۳۷۳).

در نیمه دوم اولین سال زندگی، کودک وارد زیر مرحله ای به نام تمایل به دوستی می شود. در این مرحله کودک بین دو احساس متضاد جدا شدن از مادر و پناه بردن به آن قرار می گیرد. این تضاد بین استقلال و وابستگی باید به شکلی حل شود. یکی از راه های حل این تضاد، این است که کودک بتواند در زمینه ایجاد ارتباط حسنه یا تمایل به دوستی، موفق شود؛ و این امر وابسته به نحوه رها کردن و آزاد ساختن کودک از طرف مادر بوده که حایز اهمیت است. زیرا ممکن است کودک در تمایل به فعالیت های مستقل و در تماس با دیگران با شکست مواجه شود.

زیر مرحله فردیت و ثبات شیء هیجانی در سومین سال زندگی کودک شروع می شود. کودک در این دوره فرعی دارای هویت می شود و تحت تاثیر عشق و تاییدی که در مراحل و دوره های قبلی دریافت کرده، می تواند از مادرش جدا شود. در شروع این دوره، کودک احساس یا تصور می کند مادرش کارهای ” خوب ” وی را تایید می کند. ثبات شیء وقتی پدید می آید که کودک دارای یک خودپنداره با ثبات و در مورد دیگران خصوصاً مادرش شود ( گرینبرگ و میچل[۳]، به نقل از شارف،۱۹۸۳؛ ترجمه فیروز بخت، ۱۳۸۴).

[۱] .Shaver&  Miculincer

نظر دهید »
دسته بندي علمی – پژوهشی : نظریه رفتار گرایی – تحول دلبستگی
ارسال شده در 1 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

رفتارگرایان فرض را بر این گذاشته اند که تشنگی و گرسنگی غرایز اساسی هستند که کودک را به عمل وا می دارند. به نظر آن ها آن چه نیازهای زیستی کودک را ارضاء می کند (به عبارتی سائق را کاهش می دهد) “تقویت کننده اولیه” نامیده می شود؛ مثلاً؛ غذا برای کودک گرسنه تقویت کننده اولیه محسوب می شود. افراد و اشیایی که به هنگام کاهش سائق حضور می یابند، از طریق تداعی با آن تقویت کننده، “تقویت ثانویه” نامیده می شوند (ماسن، ۱۹۸۵؛ ترجمه حقیقی، ۱۳۸۱). آن ها بر این باورند که مراقبت کننده یک تقویت کننده شرطی شده می شود. نوزاد یک پاسخ (بازتاب) غریزی به تغذیه شدن دارد. او لذت را تجربه می کند. و مراقبت کننده به وی نزدیک می شود تعمیم پیدا می کند (فلانگان[۱]، ۱۹۹۹).

مادر رضایت خود را در پایان دادن به فریادهای بچه پیدا می کند و در نتیجه خود را نیز آرام        می کند. کودک با لبخند و غان وغون کردن های خود، به کسانی که او را آرام می کنند، پاداش می دهد (اینسورث و همکاران، ۱۳۷۸).

۲-۴-۷-۶- نظریه شناختی

بر طبق نظریه شناختی، شکل گیری دلبستگی تا حد زیادی به سطح شناختی کودکان وابسته است. قبل از ایجاد دلبستگی کودک باید بتواند اشخاص آشنا (موضوع بالقوه دلبستگی) را از غیر آشنا یا غریبه متمایز سازد. او در عین حال باید به شکل گیری مفهوم پایداری شیء دست یافته باشد. بنابراین شاید تصادفی نباشد که دلبستگی ها نخستین بار در سن ۷ تا ۹ ماهگی ظاهر می شوند، دقیقاً زمانی که کودکان شروع به نشان دادن شواهد آشکار پایداری شیء می کنند (کافتسیوس[۲]، ۲۰۰۴).

۲-۴-۸-دلبستگی و مشکلات رفتاری – هیجانی دوره نوجوانی

نظریه دلبستگی مبنای نظری قوی را برای درک وجود مشکلات رفتاری و هیجانی در دوران نوجوانی در اختیار قرار داده است (مارش[۳] و همکاران، ۲۰۰۳). نظریه دلبستگی به علت نقشی که برای رویدادهای دوران کودکی و محرومیت مادرانه در ایجاد رفتار مجرمانه قایل است، جایگاه خاصی در بین نظریه هایی دارد که به تبیین رفتار بزهکارانه پرداخته اند. در نظریه دلبستگی همواره بر دو نکته تاکید شده است: اول این که رابطه گرم، نزدیک و پیوسته مادر (یا جانشین دایم وی) با کودک برای سلامت روانی اش ضروری است. و دوم این که جدایی از مادر و یا طردشدگی از سوی وی در اغلب بزهکاران دیده می شود (بالبی و اینسورث، ۱۹۶۵؛ به نقل از دادستان، ۱۳۸۲). بزهکاری از نظر روانشناختی و روانپژشکی در چارچوب اختلال های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد؛ به صورتی که راهنمای تشخیصی و آماری انجمن روان پزشکی آمریکا (۲۰۰۰) بزهکاری را تحت چندین برچسب متفاوت، مبتنی بر شدت مشکل رفتاری از جمله اختلال تضاد ورزی، اختلال سلوک و اختلال شخصیت ضد اجتماعی به کار برده است.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بالبی جدایی از مادر را در ایجاد بزهکاری دخیل می داند، چرا که کودکان با دلبستگی ناسالم، محیط شان را به عنوان یک محیط متزلزل و تهدیدکننده، دریافت می کنند، سپس هنجارهای جامعه تنزل پیدا کرده و به تدریج افراد از لحاظ عاطفی- هیجانی از جامعه ای که به آن تعلق دارند، جدا می شوند. مطالعه خط سیر نوجوانی گویای آن است که همه نوجوانان یک نیاز ذاتی به دلبستگی دارند؛ در عین حال، نوجوانانی هستند که با روش ها و سبک های دلبستگی ناسالم مواجه اند (شالیزا[۴]، ۲۰۰۱). مطالعات مختلف نشان داده اند که بین سبک های دلبستگی نوجوان و بروز مشکلات رفتاری در دوره نوجوانی ارتباط وجود دارد.

۲-۵- ابراز وجود

     ابراز وجود عبارت است از جرأت مندی و توانایی ابراز وجود و ابراز حقوق خود بدون تجاوز به حقوق دیگران که به فرد اجازه می دهد اعتماد به نفس را در خود حس کرده و امکان دستیابی به روابط صادقانه را افزایش دهد و کمک می کند تا فرد احساس بهتری درباره خود داشته و به موقعیت های روزمره تسلط بیشتری بیابد، نتیجه این جرأت مندی، افزایش توان تصمیم گیری و احتمال توفیق در نیل به اهداف   می باشد.

[۱]. Flanagan

[۲]. Kafetsios

نظر دهید »
منبع کنترل
ارسال شده در 1 خرداد 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

یکی از سوالات اساسی که همواره ذهن بشر را به خود اشتغال داشته، این است که آدمی چقدر بر زندگی و سرنوشت خود تسلط دارد. و چقدر نیروهای خارج از وجودش در تعیین سرنوشت او دخیل هستند و کنترل زندگی او را در اختیار می گیرند. افراد طبعاً علاقمند هستند که بدانند آیا سرنوشت مختوم و قطعی که تخلف ناپذیر است زندگانی آن ها را تعیین می کند و او از خود در این راهی که     می رود اختیاری ندارد و مانند پر کاهی در کف تند بادی است یا خیر چنین سرنوشتی در کار نیست و او می تواند مسیر زندگی خود را تعیین کند (مطهری، ۱۳۶۱).

تحقیق - متن کامل - پایان نامه

روان کاوان با نگرش خاص خود به دوران رشد و تکیه بر نقش پنج سال اول زندگی در واقع نگاهی جبرگرایانه بر رفتارهای بشر دارند و او را اسیر غرایز می دانند و عوامل بیرونی را در تعیین سرنوشت فرد صاحب نقش اساسی و اصلی می دانند و همچون اسکینر[۱] (۱۹۷۱) و پیروان وی در موضع گیری خود عوامل محیطی را تعیین کننده رفتارهای ما می دانند، هدف آن ها این است که ما تحت کنترل پاداش ها و تنبیه های بیرونی هستیم و اراده آزاد، زاییده تخیلات ماست، یا چیزی که سلیگمن[۲] (۱۹۷۵) آن را درماندگی آموخته شده، نامیده است بنا به تعریف او عبارت است از اعتقاد به اینکه نتایج به دست آمده از سوی فرد، مستقل از اعمال انجام شده به وسیله او هستند.

انسان گرایان بر خلاف این دو دیدگاه انسان را حاکم بر سرنوشت خود می دانند و بر نیروها و آرزوهای انسان، اراده آزاد و تحقق امکانات و استعدادهای انسان تاکید می ورزند و او را موجودی خلاق، و در حال رشد و شکوفایی می دانند، که می داند چه می کند، برای چه می کند، و کاملاً بر رفتار خود کنترل دارد (شولتز[۳]، ۱۹۹۴؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۰).

۲-۶-۱ تعریف منبع کنترل

راتر برای اینکه تفاوتهای شخصیت موجود در عقاید ما نسبت به منبع تقویت را تبیین کند، مفهوم مکان کنترل را معرفی کرد. به عقیده راتر برخی افراد معتقدند تقویت کننده ها به رفتار خود آن ها وابسته اند (کنترل درونی)، در حالی که برخی دیگر فکر می کنند تقویت کننده ها توسط نیروهای بیرونی کنترل می شوند (کنترل بیرونی). افرادی که با متغیر شخصیت منبع کنترل درونی مشخص می شوند اعتقاد دارند تقویتی که آن ها دریافت می کنند تحت کنترل رفتارها و ویژگی های خود آن ها است، آن هایی که دارای منبع کنترل بیرونی هستند تصور می کنند که تقویت توسط دیگران، سرنوشت یا شانس کنترل می شود. آن ها متقاعد شده اند که در رابطه با این نیروهای بیرونی، عاجز هستند (راتر، ۱۹۶۶).

منبع کنترل ما تأثیر زیادی بر رفتارمان دارد افراد دارای منبع کنترل بیرونی، که معتقدند رفتارها و توانایی هایشان تأثیری در تقویت هایی که دریافت می کنند ندارند، اغلب ارزش کمی برای هر گونه تلاش در جهت بهبود شرایط خود قایل اند، وقتی که آن ها تصور می کنند انتظار کنترل کمی بر زندگی خود چه در زمان حال یا آینده دارند، پس چرا تلاش کنند؟ در مقابل، افراد دارای منبع کنترل درونی معتقدند که آن ها کنترلی جدی بر زندگی دارند و طبق آن نیز رفتار می کنند. پژوهش ها نشان داده است که آن ها در تکالیف آزمایشگاهی در سطح بالاتری عمل می کنند و کمتر مستعد تلاشهای نفوذ کردن بر آن ها هستند، ارزش بیشتر برای مهارت ها و پیشرفت های خود قایل اند، و نسبت به نشانه های محیطی که برای هدایت رفتار خود به کار می برند هوشیارتر هستند (فارس، ۱۹۷۶، به نقل از فراهانی، ۱۳۷۸).

افرادی که دارای مکان کنترل بیرونی هستند ترجیح می دهند خودشان تصمیم گیری کنند، از پیش خود را برای شرایط آماده سازند، از وابستگی به دیگران دوری کنند، و در موقعیت های گروهی نقش رهبری داشته باشند در مقابل افراد دارای مکان کنترل بیرونی گرایشی به دوری کردن از مسئولیت ها داشته و ترجیح می دهند دیگران برایشان تصمیم بگیرند (شولتز، ۱۹۹۴؛ ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۸۰).

معمولاً برخی از افراد عقیده دارند که فعالیت های خود آن ها در به حداکثر رساندن پیامد های خوب و به حداقل رساندن پیامد های بد نقش مهمی ایفا می کنند و و این در برگیرنده مفهومی است که اصطلاحاً به آن مکان کنترل درونی می کویند و برخی دیگر نیز عقیده دارند که آن چه بر آنان می گذرد به شانس، تصادف، سرنوشت و سایر نیروهای بیرونی غیرقابل کنترل بستگی دارد و این نیز دربرگیرنده مفهوم جایگاه مهار بیرونی می باشد (بارون و برن[۴]، ۱۹۹۷).

۲-۶-۲- تفاوتهای رفتاری

افرادی که جهت گیری درونی دارند احتمالاً بیشتر از کسانی که جهت گیری بیرونی دارند به خیال پردازی درباره ی موفقیت و کمتر از آن ها به خیال پردازی درباره ی شکست می پردازند. آن ها در موقعیت های مختلف اطلاعات بیشتری را کسب و پردازش می کنند، انتخاب شخصی بیشتری را تجربه کرده و محبوب تر هستند. علاوه بر این، افراد دارای منبع کنترل درونی مجذوب کسانی می شوند که بتوانند آن ها را به بازی بگیرند، عزت نفس بالاتری دارند، و به صورتی رفتار می کنند که از لحاظ اجتماعی ماهرانه تر است. افراد دارای منبع کنترل درونی به احتمال کمتری دچار مشکلات هیجانی یا الکلی می شوند. آن ها با استرس بهتر مقابله می کنند. پژوهش همچنین نشان می دهد افرادی که از منبع کنترل درونی برخوردارند کمتر دچار اضطراب و افسردگی می شوند و به احتمال کمتری دست به خودکشی می زنند (شولتز، ۱۹۹۴؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۰).

افسردگی در روانشناسی Psychological depression

[۱] .Skinner

[۲] .Seligman

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 48
  • 49
  • 50
  • ...
  • 51
  • ...
  • 52
  • 53
  • 54
  • ...
  • 55
  • ...
  • 56
  • 57
  • 58
  • ...
  • 81

جستجو

مطالب بیشتر

  • نقش واسطه ای خشم و نشخوار خشم در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری ...
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – قسمت 24 – 10
  • تحقيق دانشگاهی – مدل بازاریابی رابطه مند میان سازمانهای صنعتی :
  • این موارد را درباره آرایش دخترانه جدی بگیرید
  • منابع مقالات علمی : تنگناها و تصمیمات مجدد
  • پژوهش – ۲-۲-۱- بهره وری از دیدگاه ژاپنی ها
  • دانلود منابع پایان نامه ها | قسمت 14 – 1
  • جاذبه‌های دست‌ساز
  • مشاوره از دیدگاه اسلام:
  • سامانه پژوهشی – سلامت جسمانی و اصول تغذیه سالم
  • " مقالات و پایان نامه ها | مبحث سوم : نقش و تاثیر صنوف سینمایی – 10 "
  • تداعی برند
  • اهمیت و ضرورت مدیریت دانش در سازمان‌های دولتی
  • فايل دانشگاهی – چگونگی شکل­ گیری رفتارها، تمایلات و باورها
  • دسته بندي علمی – پژوهشی : برنامه تقویت روابط پیش از ازدواج(PREP)
  • علمی : گردش عملیات واحدهای تحقیق و توسعه
  • عوامل مهم موفقیت در فرآیند برنامه ­ریزی پاسخ به ریسک
  • مقاصد ارزیابی عملکرد
  • مقالات و پایان نامه ها – ۱-۳- اوصاف مبیع – 8
  • علل فرار دختران از خانه
  • تاریخچه ارزشیابی آموزشی
  • دسته بندي علمی – پژوهشی : تعریف هوش ازدیدگاه صاحب نظران
  • انواع جرأت­ورزی
  • سايت مقالات فارسی – آموزش وپرورش ونقش آن در هویت سازی
  • یکپارچگی زنجیره تامین
  • دسترسی متن کامل – نظریه­ های مربوط به خودناتوان­سازی
  • سامانه پژوهشی – دلبستگی و رشد بعدی
  • " پایان نامه -تحقیق-مقاله | قسمت 14 – 9 "
  • دسته بندي علمی – پژوهشی : انگیزش الهام بخش
  • استراتژی و سیاست تحقیق و توسعه

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
 بازاریابی محتوایی سایت
 اشتباهات مالی فروشگاه آنلاین
 درمان پرکنی عروس هلندی
 افزایش درآمد تبلیغات آنلاین
 ایده‌های خلاقانه درآمد اینترنتی
 نام مناسب خرگوش
 احساس کافی بودن در رابطه
 درآمد از مشاوره کسب‌وکار آنلاین
 ساخت کتاب الکترونیک با هوش مصنوعی
 قدرت واقعی Jasper
 دلایل امتناع از ابراز محبت
 درآمد از وبلاگ‌نویسی
 درآمد از تدریس زبان
 انتظارات دختران از ازدواج
 تغذیه مرغ مینا
 درآمد از پلتفرم‌های کاریابی آنلاین
 افیلیت مارکتینگ موفق
 مرزهای عاطفی در رابطه سالم
 مارکتینگ پلن موفق
 ایجاد اعتماد در روابط
 موفقیت در فریلنسینگ
 درآمد از فروش فایل
 رابطه موفق و رضایتبخش
 حقایق خیانت شوهر
 ساخت فایل دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان